اولین دوره کارگاههای داستان نویسی
مدرس : مهرگان نام آور
زمان : پنجشنبه ها ساعت ۴ الی ۶ عصر .
مکان : مجتمع فرهنگی ارشاد (آزادگان ).
شماره تماس : ۰۹۳۷۰۴۷۲۲۰۵
(حمایتی زنان و کودکان)
اولین دوره کارگاههای داستان نویسی
مدرس : مهرگان نام آور
زمان : پنجشنبه ها ساعت ۴ الی ۶ عصر .
مکان : مجتمع فرهنگی ارشاد (آزادگان ).
شماره تماس : ۰۹۳۷۰۴۷۲۲۰۵
در جوامع ابتدائی بخصوص دوران توحش در حالی که مردان به شکار ، صید و شبانی مشغول بودند زنان ناگزیر به جمع آوری میوه و دانه در اطراف خانه (به دلیل نگهداری از فرزندان ) شدند . ئولین رید در کتاب انسان در عصر توحش می نویسد : زنان متوجه شدند از هر دانه ای که به زمین نرم می افتد کم کم گیاهی می روید که آن گیاه خود ، دانه های جدید می دهد ، این کشف در نهایت باعث اختراع کشاورزی ، ساختن آسیای سنگی جهت آسیاب کردن غلات و ساختن ظروف سفالین شد .
انسان این نیروی زایش را در زمین هم راستا با نیروی آفرینش و زایش زن می دانست بنابراین زمین را مادینه می انگاشت و به او جنبه ی مادری و آفرینندگی می داد .
این همانندی زن و زمین و عدم اطلاع انسان از علت فیزیولوژیک بارداری و نسبت دادن آن به نیروهای طبیعی باعث تقدس زن و به دید آفریننده نگریستن به وی شد .
مجسمه ها و آثار منقوش بدست آمده از آن دوران که همگی مونث بودند حاکی از موقعیت بالای اجتماعی زنان در آن دوران می باشد .
اقتدار زنان در این دوره بقدری بود که مردم شناسانی چون هنری لوئیس مورگان از این دوران به عنوان زن / مادرسالاری نام برده اند ،اقتداری که مستکبرانه نبود بلکه به واسطه ی عاطفه مادری و قدرت باروری وی بوده است .
آندره میشل می نویسد در این جامعه ی مادرسالار ،هیچ نشانه ای که حاکی از فعالیت خصمانه باشد بدست نمی آوریم و جامعه ، جامعه ای (( بسیار آرام و صلح جو )) بوده است .
با گذشت زمان و غیبت های مکرر زن (فرزند پروری و آبستنی ) مرد کشاورزی را در دست گرفت و در رقابت با همسایگان خود برای تصاحب زمین بیشتر به تخریب جنگلها و جنگ و کشتار رو آورد .
در مسير تاريخ کم کم مردان موضعي برتر از زنان بدست آوردند,زن حاشيه نشين شد.
و ايزدان نرينه ساخته شدند.
ويل دورانت در کتاب تاريخ تمدن مي نويسد(خدايان که تا آن زمان به صورت زنان بودند به شکل مرداني ريش دار درآمدند که در واقع مظهر پدران و شيوخ قبيله بودند)
اين اقتدار مردانه - نظامي را به جامعه جهاني تحميل کردکه هنوز که هنوز است کليه حوزه هاي اقتصادي -سياسي ـ اجتماعي ـ فرهنگي و ... به نفع مردان مصادره شده است.
باور به ضعيفه بودن و عدم توانايي زنان در اين حوزه ها همه ناشي از تفکر مردانديش جهاني است
که ريشه در باورهاي بي بنياد و عارضه هاي تاريخي - سياسي ـ فرهنگي و اجتماعيه ريشه يابي نشده دارد
و به عنوان واقعيتهاي وجودي زن تلقي و پذيرفته شده اند و در نهايت باعث تضييع حق وي گرديده است.
منابع :
1-چرا خواب زن چپ است ناهید توسلی
2-جنبش زنان آندره میشل
3-خانواده مالکيت خصوصي دولت انگلس
تاجماه دیلگونی
انسان از گذشته های دور بهترین روش را برای رسیدن به نظم مورد نظر خود را تدوین قانون دانست. اولین قانون مدون در جهان ، قانون حمورابی است در آن مجموعه کیفرهایی همچون تبعید ، آتش زدن ، دار کشیدن ؛ قصاص ، قصاص عضو و غرامت دیده می شود .طبق آن کیفر در صورتی قابل اجراست که طرفین از نظر اجتماعی در یک سطح قرار داشته و این خود شروع دخالت تبعیض در تدوین قوانین بود. قوانین مدون فراز و نشیب بسیاری را طی کرده و مدام سعی در تکامل آن بود. به گونه ایی که زمانی وظیفه قانون و قضا به ریش سفیدان و یا جادو گران سپرده می شد .
مهمترین بحث در قوانین بحث تبعیض بود. انسانها در هر دوره املاکی را برای برتری بر می گزیدند در عصری ثروت ، نجابت خانوادگی ، رنگ پوست و جنسیت ملاک و مطرح بود که این ملاک ها در موضوع تدوین قوانین بی تاثیر نبوده به گونه ایی که که در صورت قتل نوکر توسط ارباب به علت برتری ارباب هیچ محاکمه ایی در کار نبود. این روند مسیر در طول اعصار و قرنها ادامه داشت .
ولی مهمترین موضوعی که مطرح و موجب بحثهای بسیاری شد این بود که زنان جایگاهی ثابتی در قوانین رایج در جامعه نداشتند. در واقع زنان به طور کلی در قوانین نادیده گرفته شده بودند و هرگز در قوانین مدون مجازاتهایی علیه خشونتهای خانگی تدوین نشده بود تنها به این علت که زنان کمتر از خانه خارج می شدند و قوانین موجود بیشتر پیرامون حوادث خارج از خانه بود که زنان در مصادیق آن وارد نمی شدند . این شروعی برای تلاش زنان در احقاق حقوق خود و ثابت کردن این موضوع که آنان نیز همچون مردان حق حمایت قانونی را دارند.
در هر جامعه ای که عرف و آداب و رسوم جایگاه مقدسی داشته باشد زندگی در آن جامعه بر مردان و زنانش به سختی خواهد گذشت .ولی زمانی که کفه ترازوی این عرف تنها به سمت و سوی یکی از طرفین ، سنگینی کند زندگی را برای او سخت تر خواهد کرد زیرا علاوه بر سنگینی بار عرف ، طرف دیگر با تلاش در اجرای عرف رایج این حلقه را تنگ تر خواهد کرد.
در قوانین ایران پس از تصویب قانون مدنی در سال 1307 مباحثی از قوانین را به زنان و وظایف آنان اختصاص داد که قوانین بیشتر جنبه بایدها و نبایدها و کمتر قابلیت حمایتی داشت .پس از انقلاب مبحث خانواده قانون مدنی تا حدودی تغییر یافت و همان قدری که از زن حمایت می کرد به علت مخالفت آن با شرع حذف شد به طور مثال ماده 1042 مصوب 1313 که حتی پس از رسیدن به سن 15 سالگی تمام نیز دختران نمی توانند تا زمانی که به 18 تمام نرسیده اند بدون اجازه خود شوهر کنند این ماده پس از انقلاب حذف شد . حق حضانت با مادر نیست و در صورت تعلق (در موارد نادر) اگر او ازدواج کند این حق از او سلب خواهد شد . حق طلاق با مرد است و او هر زمان که بخواهد می تواند همسرش را طلاق دهد و دیگر آنکه طبق قانون حتی در صورت شرط و توافق طرفین اگر مرد مایل به کار کردن زن نباشد می تواند با کمک قانون و دادگاه تنها به صرف اینکه کیان خانواده در خطر است مانع از کار کردن او شود .
در قانون جزایی ایران همواره نیمی از موجودیت انسانی زن مورد توجه قرار گرفته شده به گونه ایی که در مباحثی همچون شهادت دو زن برابر یک مرد قرار داده شده است و در مواردی همچون لواط ( همجنس بازی مردان ) و مساحقه ( همجنس بازی زنان ) شهادت زنان - حتی با همراهی مردان - پذیرفته نیست و در موارد دیگر نیز زنان هنگامی شهادتشان پذیرفته شده که تعدادشان دو برابر مردان شاهد باشد .
در زمانی که مردی اقدام به کشتن زنی کند خانواده مقتوله برای اعدام قاتل حتما باید نیمی از دیه زن را به قاتل بپردازند زیرا دیه زنان از مردان کمتر است به همین علت نمی توان مرد را اعدام کرد مگر آنکه ما به التفاوت دیه به قاتل پرداخت شود که همین موضع باعث شده که بسیاری از خانواده ها که توانایی مالی ندارند از اعدام قاتل دختر ، همسر و... خود چشم پوشی کنند و یا باعث طولانی شدن اجرا حکم قصاص شده است . این در حالی است که در قانون مجازات اسلامی دیه زن و مرد را برابر دانسته اما تا آن زمانی که مقدار آن به یک سوم دیه کامل برسد و از آن لحظه دیه زن از مرد کمتر خواهد شد. موضوع دیه حتی به جنینی که جنسیت آن معلوم شده است نیز سرایت داده شده و در زمانی که جنسیت او مشخص شود و سقط جنین به وقوع بپیوندد دیه او مطابق با دیه زن و مرد بیان شده در قانون مشخص می شود .
در موردی دیگر در صورت قتل فرزند توسط پدر یا جد پدری ؛ قاتل قصاص نمی شود و تنها به پرداخت دیه و مجازات تعزیری مجکوم می شود ولی برخلاف آن مادر محکوم به قصاص می شود و همینطور در قذف فرزند مادر محکوم به حد می شود.ولی پدر و جد پدری تنها محکوم به تعزیر می شوند بزرگترین مشکل امروزه زنان قتلهای ناموسی است . که در بیشتر موارد بی دلیل و تنها بر پایه ظن و بدگمانی است و حتی قانون به مرد این اجازه را داده است که زمانی که همسر را با مرد بیگانه دید و مطمئن به تمکین بود در صورت قتل از قصاص معاف است حال چگونه میتوان ثابت کرد که مرد اطمینان به تمکین زن دارد خود بحث دیگری است در قانون تنها همسر مرد مصداق این ماده است ولی در بعضی از کشورهای عربی حتی مادر و خواهر و دختر عمو هم از مصادیق آن قرار گرفته اند .
ولی با این همه به جز اجحاف قانونی عرف حاکم بر جامعه هم بر دوش زنان سنگینی می کند و گاه قدرتش از قانون هم بیشتر است .در بسیاری از موارد قانون به زن حق و حقوقی داده که عرف آن را منع کرده ولی به علت قوی بودن عرف و مهمتر از همه حمایت های سنت از قابلیت و ضمانت اجرای محکم تری از قانون را دارا ست ؛ درک این موضوع را می توان با زندگی در کنار یک قوم و یا یک ایل بهتر درک کرد .
ولی با این همه این زنان هستند که می توانند با برابر کردن قوانین در خانه خود و تربیت فرزندانی که جنسیت را موجب برتری ندانند در ایجاد جامعه ایی عادل و سالم کمک کنند. در واقع این زنانند که خود باید برای رسیدن به حقوق مساوی تلاش کنند
خاتمی آمد . خاتمی با ماشین آمد. ......
در روز جمعه ۱۶/۱۲/۸۷ درحالی خاتمی آمد که تعدادی از خانواده های یاسوجی در کنار جاده های برون شهری در حالی که مشغول تفریحات سالم و طبیعت گردی بودند برای وی نیز دستی تکان دادند ...
بعد کم کم راننده سرعتش را زیادتر کرد تا اینکه رسید به مصلای امام خمینی یاسوج . با فشار نمی دانم چندین اتمسفر خود را به زور وارد محوطه کردیم و بعد از اینکه خواهران انتظامات کاملا چاقی و لاغریمان را سنجیدند وارد مصلا شدیم .حوالی ساعت ۴.۳۰ دقیقه بعد از ظهر تقریبن کمتر از نصف جایگاه مربوط به زنان خالی بود . زنان و دختران شعار می دادند و سوت می زدند ـچه سوت هایی ـ
خاتمی شنید رفت در جایگاه صحبت نشست ـدرست ۴.۳۰ دقیقه ـ( اولین ایرانی وقت شناس!) ....
فریاد زد ایهاالناس! به جای استفاده از گزاره های ناملموس یا مرگ یا آزادی زین پس بگویید هم زندگی هم عدالت هم پیشرفت هم برابری ....مردم ابتدا کمی همهمه کردند و بعد طبق شرطی سازی پاولفی دوباره سوت زدند ....(چه دم و بازدم های رهایی بخشی !)
دوباره فریاد زد :ایهالناس !شعار اول انقلاب این بود (مردم همه یادداشت بر می داشتند ) :آزادی (یعنی استبداد نمی خواهیم ) استقلال (یعنی سلطه بیگانه نمی خواهیم ) جمهوری اسلامی (یعنی رای مردم وحاکمیت دینی را می خواهیم ) ....مردم بین می خواهیم و نمی خواهیم در رفت و آمد بودند ولی بعد خیلی زود به این نتیجه رسیدند که می خواهیم !...(پس دوباره سوتی دادند ....ببخشید سوت زدند ).
اما چون این سید بزرگوار این همه راه را برای تعریف خاطره های انقلاب نیامده بود ( صحت و سقمش با مخاطب )با یک حرکت تکنیکی و تاکتیکی (بین خودمان بماند ) جوری از اصولگراها نیشکون گرفت که انصافن من یکی حال کردم...ببخشید لذت بردم ..چه برسدبه آن همه دم و بازدم که جریان داشت . .....
خلاصه آقای خاتمی در پایین صحبت های سوت برانگیزش از در مصلا خارج شد تا در دل جمعیت برای آنها دست تکان بدهد . (برای اولین بار از نزدیک دیدمش .عجب پوست مامانی داشت ) او رفت ولی مردم هنوز در پشت در مصلا ایستاده و با خود می گفتند : نمی دونم کار کدوم آدم بی تربیتی بود که سیستم صوتی فضای بیرون مصلا رو قطع کرده ....بچه های این دوره زمونن دیگه.!...
نخبه بودن تقریبن همیشه خوب است مخصوصن اگر در جامعه ای زندگی کنیم که همه ی راهها به بن بست نخبه بودن ختم می شود ولی اینکه نخبه بودن چقدر خوب است زمانی متوجه این موضوع می شوی که تو را رسمن به یک جلسه دعوت می کنند که از قضا همه ی هم شکل های تو به آن جلسه دعوت شده اند .
آن روز هم یک چنین حسی به ما دست داد ... با کلی میام و نمیام همراه با تعدادی از دوستان نخبه تر از خود راهی جلسه ی شبی با نخبه ها با حضور خاتمی قهرمان شدیم . از آنجایی که مهم ترین بخش جلسات نخبه ها نحوه ی وارد شدن به این گونه جلسات است بنابراین پس باید پیه همه چیز را به تنمان می مالیدیم .بنابراین با کمی دور اندیشی به هم چسبیدیم و آنقدر همدیگر را حل دادیم و موج مکزیکی رفتیم تا بالاخره مثل کشی که بعد از کش آمدنی طولانی به یکباره رها شود من و چند تن از نخبه ها طی یک تلاش نیم ساعته و مداوم و البته کمی هم بی شرمانه (طبق اظهارات فقهی مامور جلوی در !) به وسط راه روی ورودی پرت شدیم (تجربه ی بسیار جالبی بود جایتان خالی !).....
۱-.............
۲-................
۳-..............
این چند خط سکوت در مورد مسائل کم اهمیت تر مثل جداسازی زن و مرد و فحش های خواهران و برادران بسیجی می باشد که نثار این جانبان کردند !
بالاخره ..رفتیم و رفتیم تا رسیدیم به بالاخونه ی حسینیه . صندلی گیر آوردیم و نشستیم دقیقن جایی که چشممان توی چشم خاتمی بیفتد (هر چند انگار مقداری معذب بود ) ولی چون اصولا از قدیم چشمک زدن به رجال سیاسی را دوست داشتیم زل زدیم و هی زل زدیم .
درست در همین لحظه بود که پلاکاردهای زنان یک به یک رو شد ( چند کاغذ آ چهار از اطلاعیه های روی دیوار کش رفتیم و یک ماژیک به هزار زحمت جور کردیم )
تبعیض ممنوع.!... حقوق زنان حقوق بشر... وزیر زن ؟
(البته مطالبات زیاد بود ولی خوب به قول شاعر امکانات نداشتیم آدم شدیم )
چک چک دوربینها آغاز شد از همین الان تیتر روزنامه ها داشت توی ذهنمان نقش می بست .برابر خواهی در کهگیلویه و بویراحمد !...تبعیض در کهگیلویه و بویراحمد! .....
آه! چقدر ژورنالیست بودن خوب است و من چقدر دوست دارم گیس دختر سید جواد را بکشم !
خلاصه تمام نخلبه ها یک به یک آمدند و آنقدر ابراز احساسات کردند که خود خاتمی هم باورش شد که واقعن باید می آمد ....
حواشی جلسه :
۱-روحانیت حاضر در جلسه کاملن بر پلاکارهای زنان ذوم کرده بودند
۲-یک آقا پسری هم آن پایین یادش رفته بود تخته سیاه کدوم وره !
۳-خانمی بسیجی از زنان نخبه دعوت کرد که در جلسه نقد فمنیسم که توسط فعالان بسیج برگزار می شود حتمن شرکت کنند
۴-دست نخبه ها خیلی می لرزید .
۵-سخنرانیهای بی سروته نخبه ها این اطمینان را به ما داد که دوره ی نخبه کشی (حداقل در سطح استان ) به پایان رسیده است .
۶-همه ی نخبه ها در جلسه شادی کردند و دست زدند آنقدر که لزوم یک تشمال در جلسه واقعن احساس می شد .
۷-خاتمی عبا شکلاتی بود .
۸-هر کسی خواست رای ندهد نیازی نیست حتمن از روی جنازه ی اصلاحات رد شود از کنارش هم می تواند رد شود .
۹-خاتمی تنها کسی بود که متوجه شد دیر وقته و هر کی باید بره لا لا کنه ......صبح خیلی کار داریم !
۱۰-سر جمع اگر چه با وجود اعتراض های زنان اجازه ی صحبت به آنها داده نشد خاتمی به زنان قول دو سه پست وزارت را داد .......خوب بخوابید !
۱-بررسی طغیان ،افول وسرکوب جنبش زنان ۵۷-۱۲۸۰ ارائه دهنده :طاهره نام آور
۲-بررسی وضعیت حقوقی زن در ایران ارائه دهنده:مژگان مسلمی
۳-فمنیسم و انواع آن ارائه دهنده :تاجماه دیلگونی
۴-ادبیات داستانی ارائه دهنده : مهرگان نام آور
۵-جامعه شناسی زنان ارائه دهنده:اهورا دیلگونی
۶-زن در عصر باستان ارائه دهنده :زینب روئینه
زمان :عصر دوشنبه و جمعه ساعت ۴ الی ......
مکان :کوی آزادگان -کانون دیگان
(ضمنن هر مبحث در چندین جلسه ارائه می شود)
در هشتم مارس 1875 خيل عظيمي از زنان كارگركارخانه هاي بافندگي نيويورك آمريكا در اعتراضي گسترده خواهان افزايش دستمزد و كاهش ساعات كار روزانه خود شدند .چندين سال بعد در دهه 1907 زنان در مسير آزادي خواهي و تامين حقوق سياسي و اجتماعي خود به مناسبت سالگشت تظاهرات كارگري نيويورك دست به تظاهرات گسترده اي زدند .تا اينكه در 23 فوريه 1909 در جريان مبارزه براي حق راي پيشنهاد نامگذاري يك روز به مناسبت روز زن داده شد . كه اين مهم در كنفرانس زنان سوسياليست (1910) توسط كلارا زتكين مطرح شد ولي با توجه به اظهارات مخالف و موافق در مورد تاريخ اين روز به بعد موكول گرديد . كه در نهايت در سال 1913 دبير خانه بين المللي زنان هشتم مارس را (ياداور مبارزه ي زنان كارگر آمريكايي ) به عنوان روز جهاني زن برگزيد .
هر سال در سراسر جهان زنان با در دست داشتن گلهاي ميموزا (رنگ زردش نشانه ي مخالفت با تبعيض است ) و بالا بردن پلاكاردهاي اعتراض آميز اين روز را هم جشن مي گيرند و هم اعلام همبستگي و اتحاد عليه نابرابري ،جنگ و خشونت مي كنند.
8 مارس در ايران براي اولين بار در سال 1300 (1921 ميلادي ) با حضور 50 زن در انزلي برگزار شد .(در آن سالها هنوز زنان ايراني از حداقل حقوق و آزادي ها برخوردار بودند و شعار آنها حق تحصيل ، حق راي ،رفاه اجتماعي و كشف حجاب بود) كه در سالهاي بعد انجمنها و سازمانهاي مختلف زنان از جمله انجمن پيك سعادت نسوان اين روز را به صورت مخفي و محفلي برگزار كردند .بعد از انقلاب 57 مركز فرهنگي زنان به مناسبت اين روز در تجمعي اعتراض آميز در پارك لاله تهران تجمعي ترتيب دادند( روز شنبه 17 اسفند 1381) شعارهاي آموزش و زنان ،خشونت خانگي عليه زنان ممنوع ، نابرابري و جنگ (اهداف اصلي و اوليه بنيانگذاران اين روز ) از جمله مطالبات و خواسته هاي زنان در اين روز بود . امسال نيز در حالي اين روز را برگزار مي كنيم كه با وجود موانع سياسي مطالبات و خواسته هاي پيشين كماكان با رنگ و بوي جديد تر در مورد زنان مطرح مي شود .
و در آخر در 17 اسفند 80 با وجود سيستم بسته ي عشايري عده اي از زنان شهر دهدشت اين روز را به صورت محفلي جشن گرفتند. كانون ديگان با تبريك اين روز به تمام زنان و مردان آزاد انديش با شعار(( زن و آگاهي ازحقوق خود )) اين روز را گرامي ميدارد .
در گاهشمار(تقوم)های مختلف ایرانی، علاوه بر این که ماهها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. بهعنوان مثال روز اول هر ماه «روز اورمزد»،روز دوم هر ماه، روز بهمن (سلامت، اندیشه) روز سوم هر ماه، اردیبهشت یعنی «بهترین راستی و پاکی»روز چهارم هر ماه، شهریور یعنی «شاهی و فرمانروایی آرمانی»و روز پنجم هر ماه، «سپندارمذ» بودهاست. سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق میورزد. زشت و زیبا را به یک چشم مینگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان میدهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندارمذگان را بهعنوان نماد مهر مادری و باروری میپنداشتند.
این روز مردان به همسران خودهدیه میدادند. مردان زنان خانواده را بر تخت شاهی مینشاندند و از آنها اطاعت میکردند و به آنان هدیه میدادند. این یک یادآوری برای مردان بود تا مادران و همسران خود را گرامی بدارند و چون یاد این جشن تا مدتها ادامه داشت و بسیار باشکوه برگزار میشد همواره این آزرم و احترام به زن برای مردان گوشزد میگردید.